خلاف آمد عادت: یعنی خلاف آمده با عادت،و عادت شکن است .این تعبیر در شعر نظامی نیز بکار رفته است :

هرچه خلاف آمد عادت بود

قافله سالار سعادت بود(مخزن الاسرار،ص108)

_ کسب جمعیت ازآن زلف پریشان کردم:شبیه به این مصرع عطار:   چو من جمعیت از زلف تو دارم...(دیوان،536)

همچنین به این بیت کمال خجندی :

زلف آشفته او موجب جمعیت ماست

چون چنینست پس آشفته ترش باید کرد(دیوان ،غزل 516)

معنای بیت: در اغلب متون عرفانی ،مخالفت با عادت و هوای نفس،کلید نیل به مقصود شمرده شده است .شاید ریشه این فکر را در قرآن مجید هم بتوان یافت(از جمله :و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی...نازعات،40)عادت را که قرین با غفلت و نقطه مقابل حضور قلب و قصد قربت است،همه عرفا و پارسایان دشمن عبادت و سلوک شمرده اند.همچنین اشاره به جمع و تفرقه که  دو اصطلاح عرفانی است دارد،که جمع در جمعیت و تفرقه در پریشان نهفته است.باری این بیت از شطحیات یا پارادوکسهای حافظ است،یعنی اقوال متناقض نمایی که البته نزد سایر صوفیه هم سابقه کهنی دارد.

محمد دارابی در شرح این بیت مینویسد:...میفرماید که کسب جمعیت که وصول به وحدت است از تفکر در کثرت به جهت من حاصل شده .پس این خلاف عادت است که کثرت سبب وصول به وحدت شود.چ.ن از نقیض و خلاف به مقصود رسیده و اینست که هرگاه از نقیض به مطلوب رسند اهل منطق آن را قیاس خلف میگویند و به این معنی اشاره مکرر فرموده است،چنانکه میفرماید:

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید      (لطیفه غیبی،ص65)

 

_حافظ نامه بهاالدین خرمشاهی،بخش دوم ،ص932