کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
اسلامی ندوشن/محمد علی دنباله حکایت حافظ. مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران. سال بیست و پنجم.شماره اول -چهارم.:۱۰۹
خوش و حزین
نوشته اند: " در بسیاری از نوشته های کهن دو صفت " خوش " و"حزین" را برای آواز و آهنگ وموسیقی در پی یکدیگر آورده اند .بعضی شرط خوش آواز را حزین بودن قرار داده یا صفت حزین را لازمه ی آواز خوش شمرده اند از جمله: "صوتی حزین داشت و قرآن عظیم خوش خواندی (سیرت رسو ل الله 358).
"خلقی بسیار بر سر وی جمع آمده اند چرا که صوتی حزین دارد خوش " (سیرت رسو الله 358).
اما در بیت فوق حافظ خلاف این را می گوید.
می دانیم که در حافظ قزوینی کی شعر ترا نگیزد خاطر که حزین باشد ................
آمده و همین ضبط است که بر سر زبانهاست . حافظ جای دیگر هم دارد:
بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجیب دارم که سر تا پای حافظ را چرا در درز نمی گیرد
تر به معنای شاداب . ضبط تر بهتر از خوش به نظر می آید و اگر آن را بگیریم دیگر جای بحثی پیش نمی آید .
واما خوش که در بیت 157 آمده است باز هم موجبی برای تعجب نیست . به نظر نمی رسد که مغایرتی میان آن وحزین باشد . بسادگی می خواهد بگوید که خاطر غمناک شعر شاد نمی تواند بگوید. به عبارت دیگر :از کوزه همان برون تراود که در اوست .اما در مثال هایی که ا ز " سیرت" آورده اند٬ خوش به معنای موثر و مطبوع است نه شاد.
